مراسم شب چهارشنبه سوري يكي از جشن هاي باستاني ايرانيان است. در نوشته هاي برجاي مانده از آن عهد، از اين جشن ملي بوته سوزي و پايكوبي در اطراف آن، به عنوان جشن سوري ياد شده است. مراسم بوته سوزي و پريدن از روي آن و خوردن آجيل و شادي و آرزوي تندرستي كردن، امروز به همان گونه كه هزاران سال پيش برپا داشته مي شد بر گزار مي گردد.
جشن سوري (سوريك) به قدمت نوروز و به نوشته مورخان آلماني، قديمي تر از آن است و به تمامي آرين ها تعلق دارد. اين جشن در يكي از روزهاي پنج گانه اضافي سال ايران باستان برگزار مي شده است. ماههاي ايراني در عهد باستان ۳۰روزه
بودند و پنج روز اضافي سال نامهاي مقدسي داشتند. به درستي معلوم نيست كه از چه زماني اين آيين باستاني را در شب آخرين چهار شنبه سال تثبيت كرده اند.
اين جشن پس از سلطه عربها، توسط «مرداويز» سردار بزرگ و قهرمان ملي ايران در اصفهان احياء شد. وي كه از ديلمان برخاسته بود به سلطه عرب بر مناطق شمالي و مركزي ايران پايان داد. در زمان سامانيان اين مراسم كهن ملي هنوز «جشن
سوري» خوانده مي شد و در نوشته ها ي آن زمان به همين نام ذكر شده است. بكار بردن اصطلاح «چهارشنبه سوري » ظاهرا مربوط به قرون معاصر است.

بوی عیدی …
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهء لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم ... ترانه شهیار قنبری ِخواننده فرهاد .
ای ستارهء زهره تو تنها فرماندهء طبیعت اشیائی و کس بی تو نمیتواند به سرزمین خدائی حیات قدم نهد؛ هیچ چیزی بی تو محبوب و خوشبخت نیست. تو در میان کوهستانها و دریاها و رودخانه های خروشان و لانه های پر برگ پرندگان و دشتهای پر از گیاهان پیچان سینه ها را از احساس عشق لبریز می کنی و هر کدام را به طبیعت خود ، با شوقی گرم ، به ادامهء زندگی و حیات نوع خود وادار می سازی. زیرا همین که آفتاب بهاری سر زد گلّه های وحشی به چراگاههای سبز و خرّم سرازیر می گردند و در آبهای غلطان شناور میشوند و مسحور لطف و دل انگیزی تو میشوند و با شور و عشق ، به دنبال تو راه می افتد.


| سفره هفت سین | |
| سینهای باستانی (متداولتر) |
|
| دیگر سینها | سوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه |
| دیگر اقلام |
|
محاسبه سال خورشیدی تا پیش از پیدایش تاریخ جلالی در سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ به این ترتیب بود که سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم میکردند که جمعا ۳۶۰ روز میشد. پنج روز باقی مانده را در پایان آبانماه یا اسفندماه بر آن میافزودند که جمعا ۳۶۵ روز میشد. با این حال پنج ساعت و ۴۸دقیقه و ۴۵/۵۱ ثانیه باقی میماند. این زمان در هر چهار سال، یک روز میشد و از آنجا که در محاسبه نمیآمد، روز اول فروردین در فصول سال تغییر میکرد. این ماههای خورشیدی نیز در آن زمان، مانند ماههای قمری در فصول سال متغیر بود یعنی نوروز در آغاز فروردین واقعی، یعنی نقطه آغاز اعتدال ربیعی قرار نداشت.
زمانی که یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی در سال ۶۳۲ میلادی به تخت نشست، روز نخست سال، یعنی اول فروردین در آن تاریخ، مطابق بود با شانزدهم حزیران (ژوئن)؛ مطابق با ۲۷ خرداد. پس از آن با محاسبه بالا، روز نوروز یا اول فروردین، هر چهار سال، یک روز به عقب میآمد.
در سال۴۶۷.ق، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت یا اسفند بود. در این سال، ملکشاه سلجوقی، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقیقی از سال خورشیدی انجام دهند و روز اول فروردین را معین کنند. بر اساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنی، اخترشناس مرو، عوض آن که بر اساس محاسبه قبلی، روز واقعی دوازدهم اسفند اول فروردین دانسته شود، اول فروردین را هژده روز جلوتر برده و در ابتدای اعتدال بهاری، یعنی فروردین واقعی قرار گرفت. در محاسبه جدید، هر سال را در چهار نوبت، ۳۶۵ روز محاسبه کرده (دوازده سی روز به ضمیمه پنج روز که در آخر ماه آبان یا اسفند افزوده میشد) و سال پنجم را ۳۶۶ روز محاسبه کردند. البته پس از هر هشت دوره چهارساله، سال پنجم را ۳۶۶ قرار میدادند. در این محاسبه آن پنج ساعت و اندی نیز در محاسبه میآمد. بدین ترتیب، روز نوروز به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند.
بنابر این، نخستین سالی که روز اول فروردین آن دقیقا مطابق آغاز زمان اعتدال بهاری بود، سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ بودهاست.
سال قمری، به عنوان سالشمار پذیرفته شده در آیینهای دینی در دین اسلام پذیرفته شده و در میان مردم و کتابهای تاریخی مرسوم بودهاست. در کنار آن، سال خورشیدی به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در کشاورزی و خراج و جز آن، اهمیت خود را حفظ کرده و در تقویمها محاسبه و یاد میشدهاست. تطبیق این دو روز شمار با یکدیگر در فرهنگهای مختلف همیشه مورد بحث واقع شده و راه حلهای مختلفی برای آن عرضه شدهاست. سیری از این تطبیقها در میان تاریخ قمری و خورشیدی را تقیزاده مورد بحث قرار دادهاست. (مقالات تقی زاده، ج ۱۰، گاه شماری در ایران قدیم، فصل پنجم، ص ۱۵۳به بعد).
در سال ۱۳۰۴ خورشیدی (۱۳۴۳ قمری، مطابق ۱۹۲۵ میلادی) در ایران، تقویم خورشیدی به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد. محاسبه پیشین که دقیق بود، مراعات شد و تنها بجای افزودن پنج روز به سال، شش ماه نخست سال را سی و یک روز، و پنج ماه دوم را سی روز و اسفند را بیست و نه روز قرار دادند که هر چهار یا پنج سال، سی روز محاسبه میشود. سالی که اسفند آن سی روز بود، کبیسه نامیدند (در یک دوره ۳۳ ساله، ۸ سال کبیسه وجود دارد، یعنی در هر دوره، یکبار بجای هر چهار سال، بعد از پنج سال کبیسه میشود.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز مبنای محاسبه سال خورشیدی بوده و سال قمری نیز در کنار آن به عنوان تقویم دینی مورد تأکید قرار گرفت.


smokeles آرزوی شادمانی و کامیابی برای شما همواره در شادی بزی
.


