تبليغاتX

Second ثـــانیــه

 
   
     
 
 
   

                         

     } ابتدا بفرمائید که چطور به سینما علاقه پیدا کردید و بعد چطور وارد حرفه بازیگری شدید؟

      شاید فقط می توانستم در رٶیا ببینم که چگونه کابوس تنهائی محو خواهد شد. تئاتراز من دور بود٬ بسیار دور٬ در دور دستها. نقطه ای خالی٬اما چه نقطه ای چه خالی٬ حالی باید تا نزدیک و نزدیک تر شوی٬ فاصله ها را برداری تا آن نقطه روشن را بیابی که بدانی آن نقطه و آن خال بی نهایت است و اصلا دور نبوده است٬ فاصله ای نبوده است٬فقط در تو نبوده است و وقتی در می یابی تنهائی تو دیگر از مهر سرشار است و از عشق آکنده.  سال شصت بعد از زیبائی انقلاب قربونت برم دست خوب تو مرا به سینما کشاند آقای مسعود کیمیائی.

    } این حرفه از دور برای خیلی ها جذاب به نظر می رسد٬ شما که سالها در این حرفه بوده اید٬ آیا هنوز هم برایتان جذاب است؟

       بله من هم مثل شما معتقدم که از دور جذاب است و باز معتقدم که از نزدیک هم این پدیده جذابیت دارد. اساسا ساختن٬ به وجود اوردن در شرایط شروع و میان و پایان زیباست. شخصیتی که فقط روی کاغذ است و فقط  (نوشته) است٬ بر می خیزد ٬ نفس می کشد٬ راه می رود٬ گریه می کند می خندد خوب است٬ بد است و به هر حال انسان است و باورش می کنند و این به وسیله بازیگر انجام می شود. در ابتدا هیچ نیست و در انتها همه چیز می تواند باشد.

      } چطور می شود که برخی از بازیگران آموزش ندیده گاه بسیار بهتر از آموزش دیده ها ظاهر می شوند؟

       این که چیزی نیست٬ من کسی را می شناسم که ساز ندارد و بسیار زیبا می نوازد٬ پرس و جو کردم٬ با دل می نواخت.

متولد 1323

کارنامه فيلم هاي سينمايي  زنده نام خسرو شکيبايي عبارت است از:

- خط قرمز (مسعود کيميايي - 1361)

- دادشاه (حبيب کاووش - 1362)- صاعقه (1364)- رابطه (پوران درخشنده - 1365)- دزد و نويسنده (کاظم معصومي - 1365)- ترن (امير قويدل - 1366)- شکار (مجيد جوانمرد - 1366)- هامون (داريوش مهرجويي - 1368)- عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)- ابليس (احمدرضا درويش - 1368)- جستجو در جزيره (مهدي صباغزاده - 1369)- سارا (داريوش مهرجويي - 1371)- پرواز را بخاطر بسپار (حميد رخشاني - 1371)- يکبار براي هميشه (سيروس الوند - 1371)- بلوف (ساموئل خاچيکيان - 1372)- کيميا (احمدرضا درويش - 1373)- پري (داريوش مهرجويي - 1373)- درد مشترک (ياسمين ملک نصر - 1373)- لژيون (سيدضياءالدين دري - 1373)- سايه به سايه (علي ژکان - 1374)- خواهران غريب (کيومرث پوراحمد - 1374)- سرزمين خورشيد (احمدرضا درويش - 1374)- عاشقانه (عليرضا داودنژاد - 1374)- رواني (داريوش فرهنگ - 1376)- زندگي (اصغر هاشمي - 1376)- دختردايي گمشده (داريوش مهرجويي - 1377)- ميکس (داريوش مهرجويي - 1378)- دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني پور - 1379)- کاغذ بي خط (ناصر تقوايي - 80/1379)- مزاحم (سيروس الوند - 1380)- اثيري (محمدعلي سجادي - 1380)- صبحانه براي دو نفر (مهدي صباغزاده، 1382)- ازدواج صورتي (منوچهر مصيري، 1383)- سالاد فصل (فريدون جيراني، 1383)- حکم (مسعود کيميايي، 1383)- ستاره ها (فريدون جيراني، 1384)- عروسک فرنگي (فرهاد صبا، 1384)

مجموعه هاي تلويزيوني كه شكيبايي در آنها ايفاي نقش كرده است،‌ عبارتند از:

 کوچک جنگلی (مجموعه تلویزیونی – 1363)- روزي روزگاري (۱۳۷۰)، مدرس ، خانه سبز (مجموعه - بيژن بيرنگ، مسعود رسام - 1375) کاکتوس (مجموعه سري اول - محمدرضا هنرمند - 1377) تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378) در کنار هم (مجموعه تلويزيوني - فتحعلي اويسي- 1381) ــ تا ... فیلم فوق العادهء اتوبوس شب (کیومرث پور احمد)

آخرين حضور شكيبايي در برابر دوربين، چند هفته پيش در جريان دومين جشن كانون منتقدان سينما بود كه وي در آن به عنوان يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب مورد تجليل قرار گرفت و جايزه دريافت كرد.

                  

روحش شاد و يادش گرامي باد ....

او خیلی خاکی مردمدار و محبوب بود. 

یادم هست در جشنوارهء سال ۱۳۷۷* فیلم فجر ، با یکی از دوستان روزنامه نگار که هم اکنون هم دارای نشریهء معتبری در ایران است، محمود (خسرو ) در کنار احمد نجفی با هم در گوشی پچ پچ میکردن ، یه دفعه من به احمد نجفی با لهجهء خودمون گفتم خیلی راچیکتیم ( چاکرتیم ) نجفی ، اونم برگشت گفت ما چوچیک (کوچیک) همهء چبّه(بچّه ) های آبودانیم مهدی بیگ... منم سریع گفتم والله ما جلو مراد بیگو هیچیم ، تا ۵ دقیقه خسرو دست میزدو میخندید و ما هم از خنده اش میخندیدیم ، ای روزگار بی معرفت ، ای کاش دوربین و عکسها و فیلمهام توقیف نشده بود و عکسهای اون روز رو براتون میگذاشتم. مهدی صادقی ...

* امیدوارم تو سال اشتباه نکرده باشم ولی همون سالی بود که مجتبی راعی تولد یک پروانه رو آورده بود برای جشنواره.

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
  وبعد من ناگهان یادم اومد که باید به فکر سرزمین پدری و مادریم باشم. پدری ومادری. داشته هایم چه بود؟ هیچ ، فقط حرف میزدم باید کاری میکردم . سرزمین در خطر نابودیست ،سرزمین ویران شده بود ، امّا نابود نه. پتروس مقدس انگشتش را از سوراخ دیوار سد در آورده . بزودی سرزمین به زیر آب خواهد رفت. مانده بودم چه کنم؟!! فقط من و سئوال و خیال و خیال. هِـــــی روزگار کاش ... ای کاش . اگر در روستائی بودم و زندگی ام را از بوق خروس تا زوزهء سگ سر میکردم ، فقط به فکر گلّه و بوی پشکل گوسفندانم و فراهم آوردن کاه و ینجه و آبی برای حیوانهایم و نوشیدن شیر و خوردن گوشت و تخمی از مرغانم بودم... هوم ، اگر همین الآن هم همان دهاتی شوم سخت است بتوانم تاُمین مایحتاج خودم را فراهم کنم. امّا آن موقع سرزمین من همان طویله و چراگاه و احتمالاً رودخانهء نزدیکش بود.

چه کسی مرا با سرزمین آشنا کرد ؟ و چرا ؟ یه زمانی یکی از دوستانِ اهل قلمم ، آرزو میکرد کاش به دنیا نیامده بود. من میگفتم حتماً کتابی از نوشته های صادق هدایت را خوانده است ، مثلاً افسانهء آفرینش ، امّا بعد از مدتی وی به من گفت کاش حداقل کلاغی بودم و زندگی حیوانی میکردم ، دیگر از دنیا چه میخواستم؟ جزء درختی برای لانه و جفتی برای کلاغ آفرینی دوباره. از دنیا آزاد بودم و در آسمان پرواز میکردم ، به مردمان روی زمین میخندیدم و بیخیال به مزارع و باغات سرک میکشیدم و خلاصه از غم دنیا آزاد بودم ، هدفم پیدا کردن غذا بود و زنده ماندن. دیگر پرواز آرزویم نبود و آزادی روُیایم. هم زمینی بودم ، هم آسمانی ، جنگ در واژگانم نمیگنجید مگر تجاوز به حریمم. و... و راحت میمردم ، دیگر نمیترسیدم مبادا روزی از لابلای مشتی آهن و فلز و خروارها خاک تکّه گوشتی از جسمم بیرون بیاید. از زلزله و سیل و طوفان هراسم نبود. چون خود ساخته بودم و باز به آدمیان مینگریستم و به حال زارشان دوباره ها مبخندیدم. آنها همیشه در حال کشتن خودند. اگر من بر سر لانه و حفاظت از جوجه هایم مقاومت میکنم ، آدمیان بر سر همه چیز با هم درگیرند و چه خونها که نمیریزند ، حتی بر سر صدا در آوردن از خودشان... امّا من آزاد میخواندم. میگفت دوست من و من با دید شک به او مینگرستم و به حرفهایش گوش میکردم. شاید او خل شده بود و یا شاید هم فشار زیادی را تحمّل میکرد. هر چه بود نمیخواست آنی باشد که بود. امّا من ... هنوز هم حسرت میخورم کاش همان روستائی بودم و سوادم شیر دوشیدن از گلّه هایم ،مشقم به چرا بردن آنها و دیکته ام مشک زدن و کاشتن درختی در باغم و نمره ام خوابیدن در خانهء روستائیم بدون هیچ هراسی از دیکتهء فردا بود ...

کاش طبیعی بودم . کاش انسان بودم... ۲۹/۰۶/۷۸ مهدی صادقی


                   

                                              چه گویم که ناگفتنش بهتر است...

                    

                                                           عجب داستانی ...

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
 

                                       

در جمع خبرنگاران و در مقابل ارائه گزارش حسن ظهوری مبنی بر رطوبت غير عادی در پاسارگاد

رييس سازمان ميراث به وجود رطوبت در آرامگاه کورش بزرگ اعتراف کرد

از: حسن ظهوری

رئيس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري در نخستين نشست مطبوعاتي در سال 1387 كه به مناسبت ثبت جهاني قره کليسا برگزار شد ،از پيگيري سازمان براي رفع خطر رطوبت در آرمگاه کوروش خبر داد

"اسفنديار رحيم مشايي" در نشست مطبوعاتي با حضور رسانه هاي داخلي و خارجي، در پاسخ به پرسش خبرنگار CHN مبني بر علت مسکوت ماندن اخبار مربوط به رطوبت در آرمگاه کوروش، گفت: «خبرهاي پاسارگاد مسکوت نيست و سعي مي‌کنيم با استفاده از روش‌هاي علمي و منطقي موضوع رطوبت آرامگاه کوروش را براي سال‌هاي آينده منتفي کنيم. »

وي افزود: «اين موضوع اصلا ساده نيست و نمي‌شود با ايجاد کانال‌هاي دفع رطوبت و يا هر روش ديگري آب‌هاي سطحي را جمع‌آوري کرد. مسئله رطوبت آرمگاه کوروش جديد نيست و به سال‌هاي پيش بر مي‌گردد. حتي بر اساس گزارش‌هاي داده شده، ميزان رطوبت بيش از اين هم مشاهده شده است

خبرنگار CHN در اين نشست مطبوعاتي با ارائه گزارشي از سفر به پاسارگاد و مشاهده رطوبت بيش از اندازه در کف آرامگاه و همچنين نامساعد توصيف كردن وضعيت آرامگاه کوروش ،خطاب به رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري عنوان كرد :«با کنار زدن خاک اطراف آرمگاه با خاک نمناك و به صورت گل‌ درآمده برخورد مي‌كنيم كه اين نمناكي موجب رطوبت بخشي از سنگ نيز شده است. اين موضوع تقريبا در چهار طرف آرامگاه قابل مشاهده بوده و به نظر مي‌رسد با يک گمانه عميق باستان‌شناسي مي‌توان به علت رطوبت در آرمگاه کوروش پي برد

همچنين خبرنگار CHN يادآور شد که با توجه به شواهد و مستندات ،منطقه دچار خشکسالي شده است و آب سد سيوند نيز به همين علت به شدت پايين آمده و حتي چاه‌هاي آب کشاورزي نزديک به آرمگاه کوروش هم خشک است اما در زير آرمگاه به طرز عجيبي رطوبت ديده مي شود.

مشايي در اين باره توضيح داد: «کسي منکر رطوبت در آرامگاه کوروش نيست، اما اين مسئله مطرح بود که رطوبت آن ناشي از آبگيري سد سيوند است اين در حالي است که سد هنوز به اندازه کافي آب لازم را ذخيره نکرده است. از طرفي رطوبتي که تصور مي‌شود به وسيله سد آرامگاه را تهديد مي‌کند از زير زمين نخواهد بود و از طريق هوا اين تهديد مي‌تواند به وجود آيد که البته اين موضوع زمان مي‌برد تا متوجه آن شويم. البته هر زمان که متوجه اثر گذاري آبگيري روي آرامگاه شويم ميزان آب پشت سد کنترل خواهد شد

برگرفته از:    کمیته بین المللی نجات دشت پاسارگاد

 

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
 

دکل هايي که جهانی شدن توس را تهديد می کنند

پس از يک سال و نيم هنوز دکل ها بر منظر توس سايه انداخته اند.

      

رييس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره طولاني شدن زمان جابه‌جايي دكل‌هاي اطراف شهر توس گفت:« پيگيري اين موضوع بر عهده معاون ميراث فرهنگي و گردشگري سازمان است

تا كنون از سوي رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مكاتباتي با وزير نيرو صورت گرفته ، تا در نهايت بعد از يك و سال ونيم وزرات نيرو براي جابه جايي دكل ها اقدامي انجام دهد اما جابه جايي دكل ها همچنان معوق باقي مانده‌است.

احداث دكل در حريم توس از سوي شركت برق منطقه‌اي خراسان رضوي صورت گرفته و با وجود نامه نگاري متعدد از سوي رييس سازمان به وزير نيرو هنوز پاسخي در اين زمينه دريافت نشده است.

احداث دكل در اطراف شهر تاريخي توس شرايط ثبت جهاني توس را نيز تهديد مي كند.

هاشمي در همين زمينه از اقدامات وزارت نيرو به ويژه در چند سال اخير و مطالعه محوطه سد ها ياد مي‌كند و اين همكاري را كم نظير مي‌خواند.

وي همچنين در مورد اينكه تا كنون سه نامه به وزير نيرو نوشته شده و با اين حال هنوز پاسخي دريافت نشده است ،تاكيد كرد:« اين موضوع بايد از سوي معاون ميراث فرهنگي و گردشگري مورد پيگيري قرار بگيرد


آلودگی شدید زاینده رود

نمونه ای دیگر از تخریب محیط زیست ایران

                      

از: دکترشاهین سپنتا

در سال های اخیر ، بارها از سوی سازمان های مردمی و رسانه های غیردولتی گزارش های فراوانی از آلودگی آب زاینده رود و به دنبال آن آلودگی آب نوشیدنی و آب مصرفی زمین های کشاورزی ، منتشر شده است و هربار مثل همه خبر های مهم و جنجالی در کشور ، این گزارش ها از سوی نهادهای مسئول ( بهتر است بخوانید غیر مسئول ) تکذیب شده اند و البته هزینه سربار بهداشت و درمان و آمار مربوط به شیوع برخی از بیماری های خاص در اصفهان که از سوی کارشناسان مستقل اعلام شده است ، بیان کننده ابعاد گسترده فاجعه ای بوده است که به اشکال گوناگون رخ نموده ، اما مورد بی توجهی قرار گرفته است.

واریز فاضلاب شهرک های پیرامون اصفهان در زاینده رود یکی از معضلات جدی محیط زیست اصفهان است که زندگی زیستمندان گستره آبریز زنده رود را نابود می کند و معمولا این بحران هنگامی بیشتر نمود می یابد که به دنبال خشکسالی و مدیریت غلط منابع آب استان ، شاهد کاهش آب زنده رود و بالارفتن غلظت آلاینده ها و در نتیجه نابودی دهشتناک زیست بوم زنده رود هستیم.

برای نمونه در حال حاضر به دلیل کاهش آب زاینده رود و ریزش فاضلاب شهرک بهارستان از کانالی در 15 کیلومتری اصفهان ، آسیب های شدید و غیر قابل جبرانی به محیط زیست اصفهان وارد شده است.

پس از ورود فاضلاب شهرک بهارستان به زنده رود ، افزون بر قتل عام گسترده آبزیان ، آلودگی آب مورد استفاده در زمین های کشاورزی و منابع آب آشامیدنی دام ، ماکیان و آبزیان منطقه و امکان زیاد انتقال آلاینده ها از این راه به انسان ، بوی تعفن شدید و تخریب چشم اندازهای طبیعی محیط زیست منطقه ، نابودی تنوع زیستی و وارد آمدن خسارات شدید اقتصادی نخستین پیامد های مشهود ناشی از ورود پساب آلوده به زنده رود است که گریبان مردم اصفهان را گرفته است.

سپهر سلیمی دوست و همکارعزیزم در انجمن حمایت از حیوانات استان اصفهان ، گزارشی مستند و تکان دهنده از ابعاد این فاجعه منتشر نموده است که می توانید در اینجا بخوانید.

 برگرفته از:    کمیته بین المللی نجات دشت پاسارگاد

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
  دو سازمان وابسته به سازمان ملل می‌گویند: که هر روز در سراسر جهان افراد بسیاری به علت نداشتن توالت پاک و بهداشتی بیمار میشوند و میمیرند.                              

به گزارش خبرگزاری فرانسه سازمان جهانی بهداشت (WHO) و صندوق کودکان سازمان ملل (UNICEF) هشدار دادند که دو نفر از هر پنج نفر در جهان - یعنی 2.6 میلیارد نفر- به توالت مناسب دسترسی ندارند، و به این علت در معرض خطر بیماری قرار می‌گیرند.

                                                                                                                       

سازمان ملل سال 2008 را "سال بین‌المللی دفع بهداشتی فاضلاب" نامگذاری کرده است و از روز جهانی آب (20 مارس) استفاده کرد تا بر این موضوع تاکید کند.

جان لین مدیر اجرایی "شورای همکاری فراهم‌آوری آب و دفع بهداشتی فاضلاب"، یک سازمان تحت اختیار سازمان ملل برای کمک به دفع بهداشتی فاضلاب در اجتماعات فقیر می‌گوید: "افراد علاقه‌ای به گفتگو در این مورد ندارند. این موضوعی است که در جامعه با اداب مرسوم در مورد آن سخنی گفته نمی‌شود- اما مشکلی درازمدت بوده است."

به گفته لین نبود تسهیلات بهداشتی دفع فاضلاب، نه تنها خطر بیماری را می‌افزاید، بلکه به امنیت فردی هم مربوط می‌شود، به خصوص زنان و کودکان را "که شب‌هنگام در نواحی دورافتاده برای رفتن به دستشويی در معرض تعدی جنسی قرار می‌گیرند."

بین سال‌های 1990 تا 2004 میزان دسترسی به تاسیسات بهداشتی دفع فاضلاب برای 1.2 میلیارد نفر بهبود پیدا کرده است. اما اگر روند کنونی ادامه پیدا کند تا سال 2015 هنوز 2.4 میلیارد نفر جهان بدون توالت باقی می‌‌مانند.

در نظرخواهی که نشریه پزشکی بریتانیا (BMJ) از 11000 متخصص بهداشتی انجام داد، رویدادی که به عنوان مهمترین پیشرفت پزشکی از سال 1840 میلادی – در رده‌ای بالاتر از واکسن‌ها و بیهوشی- انتخاب شد، دفع بهداشتی فاضلاب بود.

دبیرکل سازمان ملل بان‌کی مون نیز در پیامی در این مورد به رهبران جهان یادآوری کرد که یکی از اهداف توسعه هزاره که آنها در سپتامبر 2000 امضا کردند این بود که شمار افرادی که به تسهیلات پایه‌ای دفع بهداشتی فاضلاب دستزسی ندارند تا سال 2015 به نصف برسد.

                               

این هم بخونی خوبه:

براساس تحقيقات يك نشريه انگليسي به نام "Which Computing" كيبوردهاي رايانه ها مي توانند محل رشد و نمو بسياري از باكتري هاي خطرناك براي سلامتي بوده و از اين نظر حتي از توالت ها آلوده تر باشند!

                                                   

به گزارش خبرگزاري فرانسه، نشريه "Which Computing" از يك بيولوژيست خواست تا 30 عدد كيبورد رايانه هاي يك دفتر كار در شهر لندن را زير ميكروسكوپ بررسي كند. نتيجه كار اين بيولوژيست حيرت آور بود زيرا برخي از اين كيبوردها آلوده به باكتري هاي بسيار خطرناكي بودند كه تهديدي جدي براي بيمارشدن كاربران آنها محسوب مي شدند!

اين بيولوژيست از ميان اين كيبوردها 4 عدد را كه آلوده تر از ساير آنها بودند جداكرده و درخواست كرد يكي از اين كيبوردها كه 5 برابر آلوده تر از نشيمنگاه توالت اين دفتر كار بود به سطل زباله انداخته شود!

او توضيح داد، تعداد باكتري هاي موجود روي سطح اين كيبوردها 150 برابر بيشتر از حد مجاز براي بيمار كردن افراد بوده و به ويژه اين باكتري ها مي توانند موجب بيماري هاي ناشي از مسموميت غذايي شوند.

او گفت: دليل اين آلودگي، غذا خوردن روي ميز كار است زيرا باقيمانده خرده غذا محل مناسبي براي رشد و نمو ميليون ها باكتري است.

براساس يك نظرسنجي كه توسط اين نشريه از 4000 نفرصورت گرفت، از هر 10 نفر يك نفر اعتراف كرد كه هرگز كيبورد رايانه اش را تميز نمي كند و 20 درصد گفتند كه هرگز ماوس رايانه شان را پاك نكرده اند.

نيمي از پرسش شوندگان گفتند، كيبورد رايانه خودرا كمتر از يك بار در هر ماه تميز مي كنند.

اینم یه فیلم هندی برای شما ، تا حوصله تون سر نره:

                                   

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
  مقایسه تصویری غذای۶ خانواده در جهان:

کشور: آلمان
هزینه: ۳۷۵ یورو برای یک هفته
غذای مورد علاقه خانواده: پیتزا و سیب زمینی سرخ شده

                               

کشور: چین
هزینه :۱۲۳۳ یوان برای یک هفته
غذای مورد علاقه : گوشت خوک

                              

کشور: ژاپن
هزینه: ۳۷ ین
غذای مورد علاقه: سیب زمینی و کیک و میوه

                             

کشور: کویت
هزینه : ۶۳ دینار در هفته
غذای مورد علاقه : مرغ

                              

کشور: اکوادور
هزینه: به دلیل اینکه بعضی از محصولات از طبیعت به دست می آید غیر قابل محاسبه است
غذای مورد علاقه: سوپ سیب زمینی

                              

کشور: چاد
هزینه : …
غذای مورد علاقه: سوپ و نان

                              

همین اختلاف طبقاتی رو تو تهران میتونی ببینی کافیه وقتی میدون تجریش ایستادی یه تاکسی دربست بگیری و بری راه آهن و از رنگ و روی آدم ها  بفهمی شب غذای کافی خوردن یا نه؟!

دانلود آهنگ با صدای استاد بنان  بهار دلنشین

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
  این همه بهار دیدیم این همه تابستون ، اون همه پائیز و زمستون. اندازهء یه الاغ کار کردیم و ینجه نخوردیم. از این زندگی لعنتی که تا حالا کردیم فقط یه شناسنامه است که باید پر از مهر انتخابات بیخودی بشه و نشان یه عمر بیهوده رو نشون بده ، پر از حرف نزده و هزار راه نرفته ، همه ماند برای روز مبادا. یک روزی برای امر ضروری به مسجدی رفتم و بعد از اتمام کارم گفتم بد نیست برم تو خود مسجد ببینم چه خبره و این همه ملت از برای چه جمعند؟ نشستم گوشه ای و به قولی پای منبر و روحانی میگفت تو به دنیا آمدی و خالق میداند چه مخلوقی آفریده ، تو در این دنیا رسالتی داری ای گناهکار!! یکروز تصمیم گرفتند تو بیایی و آمدی نگفتند ، چگونه ای ، پول داری یا نه؟ اندیشه از برای کافران است ، آن دیگر چیست؟! اگر فقیری باید قناعت کنی و گر ثروتمندی باید ببخشی ، و گر نبخشی دچار فشار قبر که هیچی ، در آن دنیا مذاب ثروتت را در دهانت چنان میریزند تا از ما تحتت بزند بیرون؟!! آموزش و فرهنگ و زندگی غیر دینی هم که به پشم سگ نمی ارزد . میائی و میروی ، یزید هم سگ باز بود مادر به خطا. ماندم در عظمت این سخن و دیدار آن روحانی بر بالای منبر نشسته. گفتم گناهکارم و باید گوشه ای پیدا کنم برای نیایش و آنقدر ناله و گریه کنم تا شاید بخشیده شوم. امّا فکر نمیکردم ، که آخر احمق مگر میشود تو در این دنیا بیهوده بر سر تصمیم افرادی بیایی ، که پرونده ات را خالقی از پیش نوشته و قرار است در این دنیا آنقدر قناعت کنی تا پاره شوی و بعد از آن در قبری بگذارنت و فشاری بر تو آورند که خالق خود را یارای آن نیست.

دانلود آهنگ با صدای عماد رام    در این دنیا

بر روی  General  کلیک کنید و از اطلاعات عمومی وبلاگ بهره ببرید .

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
  سلام عزیزم ، میدونی هیچ کسی مثل من تورو دوست نداره ؟

بی اعتمادی مرا میگیرد. اخلاق حذف میشود . تخم نفرت باردار میشود ، ریشه میزند . امّا ، شاید منتقد مرا دیده است. پس شخصی نیست . عمل است ، فعل شخص من . ولی ؟ چرا بیگمان تردید کردم کسی مرا ندیده است ؟! از جائی صدای اذان میآید ، نامفهوم است. نمیفهمم ، شاید نتایج تذکّر اخلاق دینی است ، وای از صبح تا شب در مغز من زباله ریخته اند ، چقدر زباله در این سالها جمع شده... دچار توّهم و هذیان گوئی شده ام ؟! نه ، زجر تلمبار کردن نفرت در درونم ریشه اش بزرگ شده ، مثل درختی شده ، سالها رشد کرده ، تنه اش کلفت و شاخه هایش بی هَرس زیاد. مختل شده ام . باید رفت ، کوله بار باید بست ، کاری بس بزرگ در پیش است ، باید اخلاق را بروز کرد .ما داریم آن و همه را نابود میکنیم. نه این امیال ما شیطانی نیست ، نه میل به زنده بودن است . آره من میخواهم زنده بمانم ، بهتر بمانم راحتتر زندگی کنم ، راهی ندارم امّا چرا هست ، تظاهر میکنم به اینکه همه چیز خوب است ، زندگی بر وقف مراد است . من همه را دوست دارم ، دین را دوست دارم ، من همه چیز را دوست دارم ، هر چه که در جهان هست را دوست دارم . ولی نه ، نباید اشتباه کنم ، من از همه چیز خسته ام ، این نفرت من از همهء آنهاست. وای خوش خیال غیر اخلاقی راه فراری باید جست ، ماندن جایز نیست . امّا سنگ را چه کنم ؟! سنگ دلش برای شهر تنگ خواهد شد! مرحمی نیست ، اندیشه خسته شده ، شور و اشتیاق مرده ، ولی من زنده ام به امید آسایش آموزش که با سنگ چه کنم؟! میدونی هیچ کس مثل من سنگ رو درک نیمکنه. سنگ من رو دوست داره و من هم .

بر روی General کلیک کنید و از اطلاعات عمومی وبلاگ بهره ببرید.


اگر به دنبال  شعر هستی بر روی هر شعری میخواهی بگو کلیک کنید. وبلاگ دوست عزیزم گندم...

 بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند

 
گرفته کولبار زاد ره بر دوش


فشرده چوبدست خیزران در مشت


 گهی پر گوی و گه خاموش


در آن مهگون فضای خلوت افشانگیشان راه می پویند


ما هم راه خود را می کنیم آغاز


سه ره پیداست ... ادامه در  گندم .

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
  ۱. ارسالی از دوستان عضو در ثانیه:

بسمه تعالی
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.» در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!» کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: «تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید. زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید. مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

باتشکر از : م.محمدی سرشت .


همهء ما:

محلّهء قدیم ما یه کوچه بود تو یکی از مناطق مرکزی شهری بزرگ به وسعت خیلی از آدمهائی که یه چند وقتی برای حفظ ارزشهائی حماسه ها خلق کردند ، که امروز کمتر کسی از اون کارها و از اون آدمها یادی میکنه ، ای برادر... خلاصه بگذریم : محلّهء ما بین ۲ تا کوچهء یا بهتر بگم نیمچه خیابون واقع شده بود و خیلی خاطره هارو برامون از تلخ و شیرین تو ذهنمون به یادگاری ثبت کرده*.

امّا برای اینکه با محلهء ما و جوّ و حالش بیشتر آشنا بشید تو این مطلب با یکی از بچّه های محل آشنا تون میکنم تا بعد برسیم به بقیشون ، ظفر محرّمی که همه بهش میگفتیم ظفر بوروسلی و چون اون موقع که ویدئو یا به قول دوستان همیشه در صحنهء عرب حاشیهء خلیج فارس الفیدئو ، یه جورائی حرام بود و هر کسی تو خونش نداشت ، چون والحق و والانصاف پولش هم زیاد بود یعنی گرون بود. این آقا ظفر ما یه پیکان داشت از اون ماشینهای روپا و درست و حسابی که از رنگ و روش معلومه یه زرد قناریِ دو چراغ جوانان بود و وقتی هم داخلش میشستی از بالای بغل دستگیرهء در ، از داخل یه نایلون آبی شفّاف پی وی سی کشیده بود روی لایهء چرمی مشکی کارخونه ای ماشین و زیرش هم پر بود از عکسهای زیبارویان و هنرپیشه های معروف هندی تا فروزان و فردین و فوتبالیستهای ایرانی. خلاصه این آقا ظفر یه روز اومد تو محل بدون زرد قناری ، خوب ما هم جا خوردیم ظفر بدون ماشین ؟ بله درست حدسیدی ، آقا ظفر که البته الآن شده حاج ظفر به عشق دیدن فیلمهای اژدها وارد میشود و جن گیرو قیصرو ... رفته بود ماشینو فروخته بود و با پولش یه دونه ویدئو فیلم کوچیک خریده بود و گذاشته بود توی خونه تا بره فیلم ببینه و حالشو ببره ، خوب البته پیدا کردن فیلم هم دردسر خودش رو داشت فقط همینو بگم که تا یکی ۲ ماه فقط فیلم شعله رو میدیدیم تا اینکه ظفر کاسبهای کهنه کار فیلم کوچیک رو پیدا کرد و ما هم افتادیم رو غلتک و خلاصه هر شب و هر روز ظهر پاتوقمون شده بود خونهء حاج شعبون محرّمی بابای داشمون ظفر. خلاصه این قصّه سردراز دارد و از این به بعدش پر سوژه است... الآن خسته شدم باقیش بمونه برای بعد...  همیشه شاد و ، همیشه خرّم باشی.  سردبیر


                

 بازدید رونالد ریگان از تخت جمشید.

   

جشنهای ۲۵۰۰ ساله...

364-139ح
كنگره بزرگداشت كورش بزرگ توسط دیپلماتهای اسرائيلی.

 

2476-1ع
قرائت متن افتتاحيه اولين دوره مجلس شوراي ملي در حضور مظفر الدين شاه قاجار در كاخ گلستان 1. مظفرالدين شاه قاجار 2. نصرالله مشيرالدوله (صدراعظم) 3. مهديقلي مجدالدوله 4. حسين پاشا اميربهادر جنگ .
 
برای دیدن سایرعکسها واطلاعات دیگربه سایت موسسه’ مطالعات تاریخ معاصر ایران مراجعه کنید. 
 
بر روی General  کلیک کنید و از اطلاعات عمومی سایت بهره ببرید.
 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی
 
 
   

                        سازمان ميراث مسئوليت حفظ نگاهداری از کتيبه هخامنشی خارک را

به گردن بخشداری و نيروی انتظامی انداخت

                                   

بيانيه اتحاديه انجمن های علمی دانشجويان باستانشناسی

در اعترا ض به تخريب کتيبه خارک و بی توجهی سازمان های دولتی

بيانيه شماره ۳

اتحاديه انجمنهاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي سراسر کشور

(دربارۀ تخریب کتیبۀ هخامنشی جزیرۀ خارک)

کشف کتیبه هخامنشی خارک آب سردی بود بر پیکر تبلغیات ضد ایرانی درباره خلیج فارس. خوشحالی زایدالوصفی که جه زود به تلخی گرایید؛ «کتیبه هخامنشی جزیره خارک نابود شد»! در دهههای اخیر خبرهای ناگوار تخریب و تحریف مواریث مادی و معنوی ایرانیان با قوت ادامه داشته است. از تخریب حمام خسروآقا در اصفهان تا تلاش بر نابودی ارگ علیشاه تبریز، از آبگیری سد سیوند در فارس تا انفجارهای نفتی در ارجان بهبهان خوزستان، از شکسته شدن شمشیر شاه اسماعیل در موزه رضا عباسی تا سرقت و ذوب لوح زرین داریوش بزرگ در موزه ملی ایران، از تخریب بافتهای کهن شهرهای ایران تا شکستن حریم محوطههای تاریخی ایران، از عبور قطار از حریم نقش رستم تا عبور لوله آب از میان آرامگاه عیلامی در رامهرمز، از ساختن برج جهان نما در جوار میدان نقش جهان اصفهان تا برآمدن دکل های برق در پشت آرمگاه فرودسی در طوس، از ایجاد چاه نفت در کنار چغازنبیل تا توسعه کارخانه پتروشیمی در نزدیکی تخت جمشید، از خورد شدن پلکان سکوی مقدس پاسارگاد تا از بین رفتن گونه نقش برجسته هخامنشی در تخت جمشید، از تحریف نام دریای مازندران و خلیج فارس تا مصادره مولانا و رودکی و ابن سینا، از حراج سر سرباز هخامنشی تخت جمشید تا غارت و فروش اشیاء جیرفت، از بلندمرتبه سازی دانشگاه مرودشت تا مصادره زمینهای شهر باستانی ایوان کرخه در خوزستان، از نابودی محوطههای باستانی به بهانه توسعه عملیات عمرانی همچون سدسازی تا تسطیح محوطههای باستانی به نام توسعه کشاورزی، از تخریب کتیبههای شوش تا نابودی کامل کتیبه جزیره خارک.

اینها همه ضعف سازمانی را نشان میدهد که متاسفانه توانایی حفاظت از مواریث مادی و معنوی ایرانیان را ندارد. سازمانی که به جای چالاکی در عرصه حفاظت و پژوهش در گستره فرهنگ و تمدن ایرانی، مدام در حال فربه شدن از الحاق سازمانهای دیگر است: «سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری». سازمانی عریض و طویل و دست پا گیر که توانایی عرض اندام در هیچ موقعیتی را ندارد. از عقب نشینی مداوم در مقابل وزارتخانههای مختلف تا حالتی انفعالی در مقابل زیاده خواهاییهای فرهنگی برخی کشورک های اطراف. ای کاش «کتیبه خارک» هرگز بر ما رخ نمینمود. فرزندان ناخلفی که توانایی حفظ یک اثر منحصربه فرد را برای نیم سال نداشت؛ نه نگهبانی، نه مولاژی، نه مطالعه و نه کاوشی در پیرامون آن. اتحادية انجمنهاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي سراسر کشور، تخریب کتیبه هخامنشی خارک را محکوم کرده و این ضایعه جبران ناپذیر را به پیشگاه ملت ایران تسلیت عرض مینماید. این انجمن از دادستان محترم کل کشور جناب حجت الاسلام دری نجف آبادی خواستار پیگری و نظارت بر پرونده نابودی کتیبه هخامنشی خارک است. همچنین این اتحادیه رسیدگی و توجه به موارد ذیل را خواهان است:

۱. تردیدی نیست که در سالهای اخیر ایادی استکبار جهانی با هجمههای سنگین درصدد مخدوش کردن چهره ایران و اسلام هستند، که در مواردی همچون فیلم «۳۰۰» و «فتنه» و یا عناوینی جعلی برای فلان دریا و بهمان استان نمود یافته است، لذا حفظ میراث فرهنگی و معنوی و یادگارها و یادمانهای ملی کشور از کمال اهمیت برخوردار است. بنابراین، تحقیق جامع و کامل درباره علل و عوامل نابودی کتیبه نویافته هخامنشی در جزیره خارک برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی در آینده، اهمیت فراوانی دارد. شایان ذکر است که یکی از علل بروز نابسامانی ها در عرصه میراث فرهنگی کشور، ضعف در مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در مرکز و خاصه در استانها، ناآشنا بودن مدیران با مباحث میراث فرهنگی و جدا بودن از بدنه کارشناسی سازمان است. لذا انتساب مدیران توانمند، کارآشنا و صد البته مرتبط با مقوله میراث فرهنگی یکی از راههای پیشگیری از چنین حوادث ناگواری خواهد بود.

۲. ضروری است که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اقدامات انجام شده در خصوص مطالعه این اثر ارزنده فرهنگی را هرچه سریعتر منتشر نموده و در اختیار همگان قرار دهد.

۳. ضروری است که ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر چگونگی و علل و عوامل نابودی کتیبه خارک پاسخگو بوده و علت اهمال در پاسداشت میراث فرهنگی و تاریخی کشور را توضیح دهد. در همین راستا، ضروری است سستی و اهمال سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بوشهر در تمامی زمینههای دیگر از جمله در نگهداری کاخهای هخامنشی بردک سیاه، سنگ سیاه و چرخاب در شهرستان برازجان مورد بررسی قرار گیرد.

اتحادية انجمنهاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي سراسر کشور خواستار توبیخ و بازخواست مدیر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر و پیگیری پرونده نابودی کتیبه نویافته هخامنشی خارک است. به امید روزی که حفظ و پاسداشت مواریث فرهنگی و معنوی کشور به بهترین وجهی در کانون توجه قرار گیرد.


همزمان با روز جهانی محيط زيست

با موج سبز در وبلاگستان

                              وبلاگستان را گلستان کنیم

                                      

موج سبز در وبلاگستان

از 16 تا 22خردادماه

از پنجم ژوئن ۱۹۷۲ تاکنون، جهانیان همه ساله آیین‌هایی را در نکوداشت حرمت طبیعتی که در آن زیست می‌کنند، برپا می‌دارند. ۳۶ سال است که روز جهانی محیط زیست در نیمه‌ خردادماه گرامی داشته می‌شود. در این روز از سوی اغلب تشکل‌های مردم نهاد گرفته و نخبگان جهانی بر لزوم حفظ یگانه زیستگاه شناخته شده‌ حیات – کره زمین – تأکید می‌شود؛ زیستگاهی که شوربختانه به دلیل نابخردی‌ها و آزمندی‌های نوع بشر، هر روز بر دامنه‌ شکنندگی و آسیب‌پذیری آن افزوده می‌شود و شاهد نیستی یکی از زیستمندان گیاهی یا جانوری و یا چشم‌اندازی ناب و میراث ارزشمند طبیعی‌اش هستیم.

در این میان باید اعتراف کرد که حال و روز «طبیعت» در ایران عزیزمان نیز، اصلاً رضایت‌بخش نیست. راست آن است که نفس‌های طبیعت در وطن به شماره افتاده است؛ وطنی که صاحب یکی از ناب‌ترین و ارزشمندترین محیط‌های طبیعی جهان بوده و دارای متنوع‌ترین جوامع گیاهی و جانوری و چشم‌اندازهای ناهمتای پیکرشناختی، به ویژه در خاور میانه و جنوب شرق آسیاست. با این وجود، باید بپذیریم که هیچگاه آن گونه که بایسته بوده، نه از سوی دولتیان و نه از سوی مردم، ادای دینی شایسته به مادر زمین رخ نداده است. این در حالی است که بر بنیاد گزارش بانک جهانی و پژوهش بوم‌شناسان معتبر جهانی، به طور میانگین هر هکتار از خاک ایران‌زمین، با توجه به ذخایر و مواهب خدادادی که از آن برخوردار است، دست کم از ارزشی معادل 22 برابر هر هکتار از خشکی‌های جهان سود می‌برد. امتیاز بی‌نظیری که باید نشان دهیم، استحقاق بهره‌مندی از آن را داریم.

چنین است که امسال می‌خواهیم به کمک یکایک نویسندگان عزیز دنیای مجازی در سرای پویای وبلاگستان فارسی، طرحی نو دراندازیم و با اختصاص دست‌کم یک یادداشت در روز های ۱۶ تا ۲۲خرداد ماه ۱۳۸۷ به محیط زیست ، برگ سبزی را به محتوای سبز وب در حوزه‌ زبان فارسی – و البته به هر زبان دیگری که توانایی‌اش را داریم - بیافزاییم.

خواهش ما این است که خواهش‌مان را اجابت کنید و به جهانیان نشان دهید که ایرانیان، اگر بیشتر از سایر اهالی زمین برای حفظ محیط زیست‌شان، اهمیت و اعتبار قایل نیستند، کمتر نیز نیستند.

پس وعده‌ی ما در سبزترین روزهای سال ، ۱۶ تا ۲۲خرداد ماه ۸۷ ؛ روزهایی که وبلاگستان را به کمک هم از همیشه سبزتر خواهیم کرد. نیازی نیست که مطلب شما تخصصی باشد ، هدف این است که هر کس بر اساس دیدگاه خود و مخاطبان وبلاگش مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسد. همه با هم ۱۶ تا ۲۲خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت.

 موج سبز

بر روی General کلیک کنید و از اطلاعات عمومی سایت بهره ببرید.

 
 
   |    نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی